جوانمرد مهدی کریمی رزکانی
حضور مرگ همه موهومات را نیست و نابود میکند. ما بچه مرگ هستیم و مرگ است
که ما را از فریبهای زندگي نجات میدهد، و در ته زندگی، اوست که ما را صدا میزند و بهسوی خودش میخواند.»
![]()
سایت رسمی اهدا عضو ایران:
17/3/1391 نجات 4 زندگی در سقوط مرگبار مرد جوان :
مرد جوان که برای کمک به پرندهای به بالای درخت رفته بود، بعد از سقوط دچار مرگ مغزی شد و خانوادهاش اعضای بدن او را به بیماران نیازمند اهدا کردند.
شنبه هفته گذشته، امدادگران اورژانس در جریان سقوط مرد جوانی از بالای درختی در منطقه زرکان در جاده مشکین دشت کرج قرار گرفتند و راهی آنجا شدند. مرد جوان که مهدی نام داشت و از ناحیه سر ضربه دیده بود به بیمارستان منتقل شد و تحت درمان قرار گرفت اما تلاش پزشکان برای نجات وی نتیجه نداد و بعد از گذشت 24ساعت مرگ مغزی او تایید شد.
ماجرا چه بود؟
پدر مهدی، در توضیح حادثهای که برای او رخ داده بود به همشهری گفت: پسرم از بچگی عاشق پرندهها بود. دوران کودکیاش را خوب به خاطر دارم؛ بهترین هدیه این بود که برایش پرندهای بخرم و او ساعتها به تماشای آن بنشیند. وی ادامه داد: ساعت
6 بعدازظهر شنبه، پسرم در مقابل خانهشان بود که متوجه پرندهای بر بالای درخت چنار داخل کوچه شد.
این پرنده ظاهرا دچار مشکل شده بود و نمیتوانست پرواز کند؛ برای همین پسرم به بالای درخت رفت تا آن را بگیرد که ناگهان پایش لیز خورد و به پایین پرتاب شد. متاسفانه هنگام سقوط سر مهدی محکم به زمین خورد و او بیهوش شد. وقتی از این ماجرا باخبر شدیم، پسرم را به بیمارستان شریعتی و از آنجا به بیمارستان شهید مدنی کرج بردیم. در همه این مدت او بیهوش بود و هیچ عکسالعملی نشان نمیداد.
مرتب برایش دعا میکردم و آرزویم این بود که بار دیگر چشمانش را باز کند و من دوباره صدایش را بشنوم اما این اتفاق هیچ وقت نیفتاد. 24ساعت از انتقال پسرم به بیمارستان گذشته بود که به ما اعلام کردند او دچار مرگ مغزی شده و هیچ امیدی برای برگشتش به زندگی نیست. آنها به ما گفتند که همه تلاششان را برای نجات پسرم انجام دادهاند اما او دچار مرگ مغزی شده و فقط قلبش میتپد. حتی گفتند که امکان دارد قلبش هم بهزودی از تپش بیفتد و پیشنهاد دادند که اعضای بدن او را اهدا کنیم.
مرد میانسال افزود: تصمیمگیری در آن لحظه خیلی سخت بود اما چیزی که ما را راضی میکرد این بود که با این اقدام، دستکم قلب پسرم از کار نمیافتاد و کسانی که اعضای بدن او را دریافت میکردند، تا آخر عمر او را دعا میکردند، به همین دلیل با عمل پیوند اعضا موافقت کردیم و صبح دوشنبه پسرم به بیمارستان سینا در تهران منتقل شد. من و همسرم نیز پای برگه رضایت را امضا کردیم و ظهر دوشنبه اعضای بدن پسرم به بیماران نیازمند اهدا شد.
4 بیمار در صف انتظار
ساناز دهقانی مسئول فراهمآوری اعضا در بیمارستان سینا نیز گفت: وقتی مهدی را به بیمارستان سینا انتقال دادند، متخصصان مغز و اعصاب و پزشک بیهوشی پس از انجام آزمایش و نوار مغزی، مرگ مغزی او را تایید کردند. بهدنبال این اتفاق مذاکره با خانواده وی انجام شد که سرانجام با رضایت آنها ظهر دوشنبه عمل جراحی انجام شد و قلب،2 کلیه و کبد وی به 4 بیمار که در صف انتظار بودند امید دوباره بخشید. به نقل از: همشهري آنلاين
دو جوانمرد شهر بزرگ کرج در کنار هم

بخششی عظیم،اری بی نهایت
در آن روز مهدی نمی دانست چه سرنوشتی در انتظارش است.صدای خنده هایش هنوز در گوشهایمان طنین اندازاست.شوخ طبع وبذله گو،جوان و شاداب یک اتفاق کوچک،حادثه ای غم بار آفرید وخانواده و دوستان را در غمی بزرگ فرو برد،.اودچار مرگ مغزی شد.خانواده درمقابل تصمیمی بسیار سخت قرار گرفتند.اهدا عضو درعین عضق و علاقه به مهدی و شوق بازگشت او به زندگی میبایست تصمیمی دشوار گرفت آیا باید بدن مهدی حیات بخش بدن های بیمار کسانی شود که چشم انتظار عضو پیوندی هستند تا بتوانند به آغوش خانواده بازگردند،ویا اینکه -خانواده تصمیم بزرگی گرفت.در روز دوشنبه 91/3/8 قلب این جوان نازنین در حالی که هنوز می تپد به بدن دختری 22 ساله ساکن رشت،کلیه هایش به دو هموطن شیرازی و کبد وی به فرد دیگری اهدا شد.بااین کار،نام مهدی جاودانه شد.و اینک قلب مهدی در سینه ی انسان دیگری می تپد و خانواده ی وی با هر تپش قلب او حضور وی را در کتار خویش احساس خواهند کرد.

تکیه ایی از روزنامه ی همشهری

اینقد عکس هست که بخوام بذارم هیچ......
ولی عکس های روز تشیع پیکر مرحوم در ادامه ی مطلب